تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦١
به اين ترتيب كه، «نفخه اولى» را «نفخه فزع» مىگويند.
اين تعبير از آيه ٨٧ سوره «نمل» گرفته شده: وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ: «هنگامى كه در صور دميده مىشود، همه كسانى كه در آسمانها و زمين هستند در وحشت فرو مىروند».
و «نفخه دوم و سوم» را «نفخه مرگ» و «حيات» مىدانند كه در آيات مورد بحث و آيات ديگر قرآن، به آن اشاره شده، يكى را نفخه «صعق» مىگويند (صعق، هم به معنى بىهوش شدن، و هم مردن، آمده است) و ديگرى را نفخه «قيام».
كسانى كه احتمال نفخه چهارمى دادهاند، ظاهراً از آيه ٥٣ سوره «يس» گرفتهاند كه بعد از نفخه حيات مىگويد: إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ: «تنها يك صيحه خواهد بود و به دنبال آن، همه آنها نزد ما حاضر مىشوند».
و اين نفخه «جمع و حضور» است.
ولى حق، اين است كه دو نفخه بيشتر نيست، و مسأله فزع و وحشت عمومى، در حقيقت مقدمهاى است براى مرگ جهانيان كه به دنبال نفخه اولى يا صيحه نخستين، حاصل مىشود، همان گونه كه نفخه «جمع»، نيز دنباله همان نفخه حيات است و به اين ترتيب، دو نفخه بيش نخواهد بود، «نفخه مرگ» و «نفخه حيات».
شاهد ديگر اين سخن آيات ٦ و ٧ سوره «نازعات» است، آنجا كه مىگويد:
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ* تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ: «روزى كه زلزله كوبنده همه جا را بلرزاند* و به دنبال آن زلزلهاى كه بندگان را زنده و همرديف مىسازد واقع مىشود».
***