تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٨
«كسى كه از گناه توبه كند، همچون كسى است كه گناه نكرده، و كسى كه استغفار مىكند، و با اين حال به گناه ادامه مىدهد، مانند كسى است كه مسخره مىكند». «١»
ولى، بديهى است اين بازگشت به سوى رحمت الهى، نمىتواند، بىقيد و شرط باشد كه او حكيم است و كارى بىحساب نمىكند، اگر آغوش رحمتش را به روى همگان گشوده، و پيوسته آنها را به سوى خود مىخواند، وجود آمادگىهائى در بندگان نيز لازم است.
از يكسو، بايد با تمام وجود خواهان بازگشت باشند و انقلاب درونى و دگرگونى بنيادى پيدا كنند.
از سوى ديگر، بايد بعد از بازگشت پايههاى ايمان و اعتقاداتشان كه بر اثر طوفان گناه، فرو ريخته، نوسازى و تجديد بنا كنند.
و از سوى سوم، بايد با اعمال صالح، ناتوانى روحى و ضعف اخلاقى خود را جبران نمايند، البته هر قدر گناهان سابق سنگينتر بوده، بايد اعمال صالحترى انجام دهند، و اين دقيقاً همانست كه قرآن، در سه آيه فوق، تحت عنوان «انابه»، «اسلام» و «اتباع از احسن» بيان كرده است.
***
٢- سنگين باران
بعضى از مفسران، شأن نزولهائى براى آيات فوق ذكر كردهاند، كه احتمالًا همه از قبيل «تطبيق» است، نه «شأن نزول».
از جمله داستان «وحشى» است كه در ميدان «احُد» بزرگترين جنايت را مرتكب شد، و عموى پيامبر صلى الله عليه و آله «حمزه»، آن افسر شجاعى كه جان خود را همه جا سپر براى پيامبر صلى الله عليه و آله مىساخت، به طرز ناجوانمردانهاى شهيد كرد، هنگامى