تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٧
روح او سايه مىافكند، و چه بسا او را از تغيير برنامه زندگى و گرايش به پاكى باز مىدارد به او مىگويد توبه كردن، چه سود؟!
زنجير اعمال گذشتهات، همچون يك طوق لعنت بر دست و پاى تو است، اصلًا تو رنگ گناه پيدا كردهاى، رنگى ثابت و تغييرناپذير!
كسانى كه با مسائل تربيتى و گنهكاران توبه كار، سر و كار دارند آنچه را گفتيم به خوبى آزمودهاند، آنها مىدانند كه اين چه مشكل بزرگى است؟
در فرهنگ اسلامى كه از قرآن مجيد، گرفته شده، اين مشكل حل شده، و توبه و انابه را هر گاه با شرائط، همراه باشد وسيله قاطعى براى جدا شدن از گذشته، و آغاز يك زندگى جديد، و حتى «تولد ثانوى» مىداند، كراراً در روايات درباره بعضى از گنهكاران مىخوانيم: كَما وَلَدَتْهُ أُمُّهُ: «او همانند زمانى است كه از مادر متولد شده»! «١»
به اين ترتيب، قرآن درهاى لطف الهى را به روى هر انسانى، در هر شرائطى، و با هر گونه بار مسئوليتى، باز مىگذارد و نمونه زندهاش آيات فوق است كه با انواع لطائف بيان، مجرمان و گناهكاران را به سوى خدا دعوت مىكند و به آنها قول مىدهد كه مىتوانند خود را از زندگى گذشته، به كلى جدا كنند.
در روايتى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ: «كسى كه از گناه توبه كند، همانند كسى است كه اصلًا گناه نكرده است». «٢»
همين معنى، با اضافهاى از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود: التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ وَ الْمُقِيمُ عَلَى الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ كَالْمُسْتَهْزِئِ: