تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩
١٤٥- او را (رهائى بخشيديم و) در يك سرزمين خشك خالى از گياه افكنديم در حالى كه بيمار بود.
١٤٦- و بوته كدويى بر او رويانديم (تا در سايه برگهاى پهن و مرطوبش آرامش يابد)!
١٤٧- و او را به سوى جمعيت يكصد هزار نفرى- يا بيشتر فرستاديم.
١٤٨- آنها ايمان آوردند، از اين رو تا مدت معلومى آنان را از مواهب زندگى بهرهمند ساختيم!
تفسير:
«يونس» در بوته امتحان!
اين ششمين و آخرين سرگذشت انبياء و اقوام پيشين است كه، در اين سوره آمده، سرگذشت «يونس» عليه السلام و قوم توبهكارش، و جالب اين كه: در پنج سرگذشت پيشين كه از قوم «نوح»، «ابراهيم»، «موسى»، «هارون»، «الياس» و «لوط» عليهم السلام سخن مىگفت، همه به اينجا منتهى مىشد كه اين اقوام هرگز بيدار نشدند، به عذاب الهى گرفتار شدندو خدا اين پيامبران بزرگ را از ميان آنها نجات داد.
اما در اين داستان، پايان قضيه به عكس آنها است، قوم كافر يونس عليه السلام با مشاهده نشانهاى از عذاب الهى، بيدار شدند و توبه كردند، و خدا آنها را مشمول الطاف خويش قرار داد، و از بركات مادى و معنوى، بهرهمند نمود، حتى يونس عليه السلام را به خاطر ترك اولائى- كه به خاطر تعجيل در مهاجرت از ميان اين قوم انجام داد- گرفتار مشكلات و ناراحتى كرد، تا آنجا كه در مورد او كلمه «ابق» به كار بُرد كه معمولًا درباره بندگان فرارى ذكر مىشود!