تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٦
«على» باشد، يعنى من محبت اسبها را بر محبت پروردگارم ترجيح دادم و اين معنى خلاف ظاهر است (دقت كنيد).
٣- از همه اينها عجيبتر جمله «رُدُّوها عَلَيَّ» (آن را بر من بازگردانيد) با آن لحن آمرانه است، آيا ممكن است «سليمان» با چنين لحنى كه با خدمتگذارانش صحبت مىكند، از خدا يا فرشتگان او بخواهد كه خورشيد را بازگردانند؟
٤- مسأله «رد شمس»، گر چه در برابر قدرت خدا محال نيست، اما مشكلات روشنى دارد كه جز در موارد قيامِ دليلِ روشن، نمىتوان آن را پذيرفت.
٥- آيات فوق، با مدح و تمجيد سليمان شروع مىشود در حالى كه اين آيات طبق تفسير اخير، به مذمت او مىانجامد.
٦- اگر نماز واجب ترك شده توجيه آن مشكل است، و اگر نماز نافله بوده «رد شمس» چه لزومى دارد؟
تنها سؤالى كه در اينجا باقى مىماند اين است كه: تفسير اخير در روايات متعددى كه در منابع حديث آمده است، به چشم مىخورد، ولى اگر در اسناد اين احاديث، دقت كنيم تصديق خواهيم كرد كه: هيچ كدام سند معتبرى ندارد، و غالباً روايات مرسله است.
آيا بهتر اين نيست كه از اين روايات غير معتبر، صرفنظر شود و علمش را به اهلش واگذاريم و آنچه را از آيات با ذهن خالى از پيشداورىها استفاده مىكنيم برگزينيم، و از اشكالات مختلف فارغ و آسوده شويم؟
***