تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩
«مگر آنها كه مىخواهند در آتش دوزخ بسوزند»! «إِلَّا مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِيمِ».
اين آيات- بر خلاف آنچه طرفداران مسلك جبر پنداشتهاند- دليلى است بر ضد اين مكتب، و اشارهاى است به اين حقيقت كه هيچ كس نمىتواند خود را در برابر انحرافات معذور بداند، و ادعا كند مرا فريب داده و به بتپرستى كشاندهاند، مىگويد: شما بتپرستان توانائى بر «فتنه» و فريب اشخاص نداريدمگر آنها كه با اراده خود راه دوزخ را پيش گيرند.
شاهد اين سخن تعبير «صالِ الْجَحِيمِ» است؛ زيرا در اصل «صالى» به صورت اسم فاعل بوده، و معمولًا هنگامى كه صيغه اسم فاعل را در مورد موجود عاقلى به كار مىبرند، مفهومش انجام كارى از روى اراده و اختيار است، همانند «قاتل»، «جالس» و «ضارب»، بنابراين «صالِ الْجَحِيمِ» يعنى كسى كه مايل است خود را به آتش دوزخ بسوزاند، و به اين ترتيب، راه عذر را بر همه منحرفان مىبندد.
تعجب از بعضى از مفسران معروف است كه آيه را چنين معنى كردهاند:
«شما نمىتوانيد كسى را بفريبيد، مگر آنها كه مقدر شده جهنمى باشند»!
به راستى اگر معنى آيه اين است، پيامبران براى چه مىآيند؟ كتابهاى آسمانى به چه منظور نازل شده؟ حساب و كتاب و ملامت و سرزنش بتپرستان در آيات قرآن، چه مفهومى دارد؟ و عدالت خدا كجا خواهد رفت؟!
آرى، بايد قبول كرد كه اعتراف به مكتب جبر، اصالت مكتب انبيا را به كلى مخدوش مىكند، همه مفاهيم آن را مسخ مىنمايد، و تمام ارزشهاى الهى و انسانى را به نابودى مىكشاند.
توجه به اين نكته لازم است كه «صالى» از ماده «صلى» (بر وزن سرد) به