تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٠
«هيچ معصيت كوچك و بزرگى نيست مگر اين كه در آن احصا شده است».
و در جمله بعد، كه سخن از گواهان است مىافزايد: «پيامبران و گواهان را در آن روز حاضر مىكنند» «وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ».
«پيامبران» احضار مىشوند، تا از اداى رسالت خود به مجرمان، سخن گويند همان گونه كه در آيه ٦ سوره «اعراف» مىخوانيم: وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِيْنَ: «ما از رسولان به طور قطع، سؤال خواهيم كرد».
و «گواهان»، براى اين كه: در آن محكمه عدل گواهى دهند،- درست است كه خداوند از همه چيز آگاه است- ولى براى تأكيد مراتب عدالت، حضور شهود لازم است.
اين گواهان چه كسانى هستند؟ در ميان مفسران گفتگو است:
بعضى، آنها را نيكان و پاكان و عدول امتها دانستهاند كه هم گواهى بر اداى رسالت انبياء مىدهند، و هم بر اعمال مردمى كه در عصر آنها مىزيستهاند كه «امامان معصوم» در طليعه آنها قرار دارند.
بعضى ديگر، آن را به فرشتگانى تفسير كردهاند كه: گواه بر اعمال انسانها هستند و آيه ٢١ سوره «ق» را گواه اين معنى دانستهاند كه مىگويد: وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ: «هر انسانى وارد صحنه محشر مىشود، در حالى كه همراه او كسى است كه او را به دادگاه الهى مىراند و نيز با او گواهى است».
بعضى نيز، آن را به اعضاى بدن و مكان و زمان اطاعت و معصيت كه از گواهان روز قيامتند تفسير كردهاند.
ولى، ظاهر اين است كه «شهداء» (گواهان) معنى گستردهاى دارد كه هر يك از مفسرين به بخشى از آن اشاره كردهاند.
بعضى، احتمال دادهاند: منظور «شهيدان راه خدا» بالخصوص بوده باشند