تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥
سپس افسانه ديدن زن «اوريّا» را در حال غسل كردن، و دل به او بستن و همسرش را در پيشاپيش تابوت به ميدان نبرد فرستادن و كشته شدن و ازدواج داود با همسرش را شرح داد.
امام على بن موسى الرضا عليه السلام سخت ناراحت شد، دست بر پيشانى مبارك زد و فرمود: انَّا لِلَّهِ وَ انَّا الَيْهِ راجِعُونَ، لَقَدْ نَسَبْتُمْ نَبِيّاً مِنْ انْبِياءِ اللَّهِ الَى التَّهاوُنِ بِصَلاتِهِ حَتّى خَرَجَ فِى أَثَرِ الطَّيْرِ، ثُمَّ بِالْفاحِشَةِ ثُمَّ بِالْقَتْلِ؟!:
«انا للَّه و انا اليه راجعون، شما پيامبرى از پيغمبران خدا را به سستى در نمازش نسبت داديدتا آنجا كه (همچون كودكان) به دنبال پرندهاى رفت، سپس او را به فحشاء، و بعد از آن به قتل انسان بىگناهى متهم ساختيد»؟!
«على بن جهم» پرسيد: پس گناه داود كه از آن استغفار كرد و در قرآن به آن اشاره شده چه بود؟
امام عليه السلام در جواب، عجله داود را در مسأله قضاوت شرح مىدهد و از آيه بعد: «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ» به عنوان گواه كمك مىگيرد.
«على بن جهم» سؤال مىكند: پس داستان «اوريّا» چه بوده؟
امام مىفرمايد: در زمان داود، زنانى كه شوهرانشان از دنيا مىرفت يا كشته مىشد، هرگز ازدواج نمىكردند (و اين منشأ مفاسد فراوان بود) نخستين كسى كه خداوند اين كار را براى او مباح كرد، داود بود (تا اين سنت شكسته شود، و زنان شوهر از دست داده از بلاتكليفى درآيند) لذا داود بعد از آن كه «اوريّا» (بر حسب تصادف در يكى از جنگها) كشته شد، همسرش را به عقد خود درآورد، و اين بر مردم آن زمان سنگين آمد (و به دنبال آن افسانهها به هم بافته شد). «١»
از اين حديث استفاده مىشود كه، مسأله «اوريّا» يك ريشه واقعى سادهاى داشته، كه داود به عنوان يك رسالت الهى آن را انجام داد، ولى دشمنان دانا از يكسو، و دوستان نادان از سوى ديگر، و افسانهسرايانى كه عادت به ارائه مطالب