تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١
درآورده، چه رسد به اين كه: چهل روز بر جاى او بنشيند و ميان مردم حكومت و قضاوت كند. «١»
***
به هر حال، قرآن در آيه بعد، مسأله توبه سليمان را كه در آخرين جمله آيه قبل آمده بود، به صورت مشروحترى بازگو كرده، مىفرمايد: «گفت: پروردگارا مرا ببخش» «قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي».
«و ملك و حكومتى به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچ كس نباشد كه تو بسيار بخشندهاى» «وَ هَبْ لِي مُلْكاً لايَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ».
***
در اينجا دو سؤال مطرح است
١- آيا از اين تقاضاى سليمان استشمام بخل نمىشود؟
در پاسخ اين سؤال، مفسران مطالب بسيارى دارند كه قسمت مهمى از آن با ظاهر آيات ناهماهنگ است، آنچه از همه مناسبتر و منطقىتر به نظر مىرسد اين است كه:
او از خداوند يك نوع حكومت مىخواست كه توأم با معجزات ويژهاى بوده باشد، و حكومت او را از ساير حكومتها مشخص كند؛ زيرا مىدانيم هر پيامبرى معجزه مخصوص به خود داشته، موسى عليه السلام معجزه عصا و يد بيضا داشت، آتش براى ابراهيم عليه السلام سرد و خاموش شد، معجزه صالح عليه السلام «ناقه» مخصوص او بود، و معجزه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله «قرآن مجيد»، سليمان نيز حكومتى