تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٥
درآمدهاى فراوان مىشود، خودشان به خودشان دادهاند؟ يا از ازل جزء ذاتشان بوده است؟!.
بعضى از مفسران، در تفسير اين جمله، احتمال ديگرى نيز دادهاند و آن اين كه، آنها مىگويند: اين مواهب را خدا به خاطر اين به ما داده است كه، عالم به لياقت و استحقاق ما بوده.
اين احتمال، گرچه در آيه مورد بحث، امكان دارد ولى در آيه سوره «قصص» در مورد «قارون» با توجه به كلمه «عِنْدِى» (نزد من) ممكن نيست، و مىتواند قرينهاى بر آيه مورد بحث، و ترجيح تفسير اول بوده باشد.
سپس، قرآن در پاسخ اين افراد خودبين و كمظرفيت- كه چون به نعمتى رسند به زودى خود را گم مىكنند- چنين مىگويد: «بلكه اين نعمت وسيله آزمايش آنها است ولى اكثرشان نمىدانند» «بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لايَعْلَمُونَ».
هدف اين است كه، با بروز حوادث سخت، و به دنبال آن رسيدن به نعمتهاى بزرگ، آنچه را در درون دارند آشكار كنند:
آيا، به هنگام مصيبت مأيوس، و به هنگام نعمت مغرور مىگردند؟
آيا، در اين تحولات، بيشتر به فكر خدا مىافتند، و يا غرق دنيا مىشوند؟
آيا، خويشتن خويش را فراموش مىكنند و يا با توجه به ضعفهاى خود بيش از پيش به ياد خدا خواهند بود؟
ولى افسوس، كه بيشتر مردم فراموشكارند و از اين حقايق آگاه نيستند.
اين حقيقت بارها در آيات قرآن تكرار شده است كه، خداوند حكيم، گاه، انسان را در تنگناى مشكلات قرار مىدهد، و گاه، در رفاه و آسايش و نعمت، تا او را از اين طرق بيازمايد، ارزش وجودى او را بالا ببرد، و به اين حقيقت كه همه