تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧
«سُرُر» جمع «سرير» به تختهائى گفته مىشود كه در مجلس سرور و انس بر آن قرار مىگيرند، هر چند گاهى، به معنى وسيعترى نيز اطلاق شده است، تا آنجا كه گاه به تابوت ميت نيز سرير گفته مىشود، شايد به اين اميد كه مركب سرورى براى او به سوى آمرزش الهى و بهشت جاودانش باشد.
***
در پنجمين مرحله از بيان مواهب بهشتيان، سخن از نوشابه و شراب طهور آنها است، مىفرمايد: «قدحهاى لبريز از شراب طهور گرداگرد آنها در حركت است» و هر لحظه اراده كنند، از پيمانه آن سيراب مىشوند و در عالمى از نشاط و معنويت فرو مىروند «يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ».
اين ظرفها در گوشهاى قرار نگرفته كه آنها تقاضاى جامى از آن كنند، بلكه، به مقتضاى تعبير «يُطافُ عَلَيْهِمْ» گرد آنها مىگردانند!
«كَأْس» (بر وزن رأس) نزد اهل لغت، به ظرفى گفته مىشود كه پر و لبريز باشد، و اگر خالى باشد، معمولًا به آن «قدح» مىگويند. «راغب» در «مفردات» مىگويد: الْكَأْسُ الاناءُ بِما فِيْهِ مِنَ الشَّرابِ: «كأس به معنى ظرفى است كه پر از نوشيدنى باشد».
«مَعِيْن» از ماده «معن» (بر وزن صحن) به معنى جارى است، اشاره به اين كه: در آنجا چشمههائى از شراب طهور در جريان است كه هر لحظه پيمانهها را از آن پر مىكنند و گرداگرد بهشتيان مىگردانند، چنان نيست كه اين شراب طهور پايان گيرد، و يا براى تهيه آن نياز به زحمت و درد و رنجى باشد، يا كهنه و خراب و فاسد شود.
***
سپس به توصيفى از ظروف آن شراب طهور پرداخته مىگويد: «سفيد،