تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٦
چيز، از ناحيه او است آشنا سازد.
اصولًا، شدائد، زمينهساز شكوفائى فطرت است، همان گونه كه نعمتها مقدمه معرفت مىباشد. «١»
قابل توجه اين كه، در اين آيه، روى كلمه «انسان» تكيه شده، و او را به عنوان فراموشكار و مغرور، معرفى كرده، اين، اشاره به انسانهائى است كه تحت تربيت مكتبهاى الهى قرار نگرفتهاند، و مربى و راهنمائى نداشتهاند، شهواتشان آزاد بوده، در ميان هوسها غوطهور شده، و به صورت گياهانى خودرو بودهاند، آرى، آنها هستند كه هر گاه گرفتار درد و رنجى شوند، به سوى خدا مىآيند، و هنگامى كه طوفان حوادث، فرو نشست و مشمول نعمتهائى گردند، خدا را به دست فراموشى مىسپارند. «٢»
***
در آيه بعد مىافزايد: «اين سخن را كسانى كه قبل از آنها بودند گفتند (آنها نيز ادعا مىكردند كه نعمتهاى ما زائيده علم ما و لياقت ماست) ولى آنچه را به دست مىآوردند براى آنها سودى نداشت» «قَدْ قالَهَا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ». «٣»
آرى، قارونهاى مغرور اموالشان را مولود لياقت خودشان مىپنداشتند و مواهب الهى بر خويش را فراموش كرده بودند، از مبدأ اصلى نعمت غافل شده، و تنها چشم به اسباب ظاهرى دوخته بودهاند، ولى، تاريخ نشان مىدهد، وقتى خداوند آنها و گنجهايشان را به زمين فرو برد، كسى نبود كه به يارى آنها برخيزد،