تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤
و به گفته بعضى از مفسران، اسم گياهى است كه داراى برگهاى كوچك و تلخ و بد بو است، در سرزمين «تهامه» مىرويد كه مشركان با آن آشنا بودند. «١»
و در تفسير «روح المعانى» اضافه مىكند، اين گياه، شيرهاى دارد كه وقتى به بدن انسان مىرسد، ورم مىكند. «٢»
«راغب» در «مفردات» مىگويد: زقّوم هر نوع غذاى تنفرآميز دوزخيان است.
«لسان العرب» مىگويد: اين ماده در اصل به معنى بلعيدن آمده است.
سپس مىافزايد: هنگامى كه آيه «زقّوم» نازل شد «ابوجهل» گفت: چنين درختى در سرزمين ما نمىرويد، چه كسى از شما معنى زقّوم را مىداند؟
در آنجا مردى از «آفريقا» حاضر بود گفت: زقّوم به لغت افريقائيان «كره و خرما» است!
«ابوجهل» به عنوان سخريه صدا زد: كنيز! مقدارى خرما و كره بياور تا زقّوم كنيم! مىخوردند، مسخره مىكردند و مىگفتند محمّد صلى الله عليه و آله در آخرت ما را به اينها مىترساند! قرآن نازل شد، و پاسخ دندانشكنى به آنها داد كه در آيات بعد مىخوانيم.
به هر حال واژه «شجرة» هميشه به معنى «درخت» نيست، گاه به معنى «گياه» نيز مىآيد، و قرائن نشان مىدهد كه، منظور از آن در اينجا «گياه» است.
پس از آن قرآن به بعضى از ويژگيهاى اين گياه پرداخته، مىگويد: «ما آن را مايه عذاب و رنج ظالمان قرار داديم» «إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ».