تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣
آمده، عيناً همان آياتى است كه در پايان داستان «نوح»، «ابراهيم»، «موسى» و «هارون» عليهم السلام بود، و هنگامى كه اين آيات را در كنار هم قرار مىدهيم مىبينيم سلامى كه از سوى خدا در اين آيات ذكر شده، به همان پيامبرى است كه در صدر سخن آمده است (سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِى الْعالَمِينَ- سَلامٌ عَلى ابْراهِيْمَ- سَلامٌ عَلى مُوسى وَ هارُونَ).
بنابراين در اينجا هم «سَلامٌ عَلى الْياسِيْنَ» سلام بر «الياس» خواهد بود (دقت كنيد).
نكتهاى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است كه در بسيارى از تفاسير، حديثى نقل شده كه سند آن به «ابن عباس» برمىگردد، او مىگويد:
منظور از «آل ياسين» آل محمّد صلى الله عليه و آله است؛ چرا كه «ياسين» از اسماء پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است.
در «معانى الاخبار» «صدوق» در بابى كه براى تفسير «آل ياسين» ذكر كرده پنج حديث در همين زمينه نقل شده كه هيچ كدام از آنها به ائمه اهلبيت عليهم السلام- جز يك حديث- منتهى نمىشود، و راوى آن حديث شخصى به نام «كادح» يا «قادح» است «١» كه در كتب رجال خبرى از او نيست.
از آنجا كه اين اخبار، روى فرض اين است كه قرائت آيه فوق را به صورت «سَلامٌ عَلى آلِ ياسِيْنَ» بخوانيم، و هماهنگى آيات را ناديده بگيريم، و اسناد اين روايات نيز چنان كه ديديم قابل گفتگو است، بهتر اين است كه از قضاوت درباره اين روايات، خوددارى كنيم و علم آن را به اهلش بسپاريم.
***