تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٣
از اين طريق حل مىشود.
بعضى نيز آن را اشاره به تكرار تلاوت قرآن و كهنه نشدن بر اثر تكرار تلاوت دانستهاند.
و بعضى، اشاره به تكرار نزول قرآن كه يكبار به صورت دفعى بر قلب پيامبر صلى الله عليه و آله در «شب قدر» نازل شده، و يك بار هم به صورت تدريجى طى ٢٣ سال.
اين احتمال نيز، وجود دارد كه مراد، تكرار حقيقت قرآن در هر زمان و تجلى تازهاى از عينيت آن با گذشت سال و ماه است.
از ميان اين تفسيرها، تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد، هر چند تضادى در ميان آنها نيست، و جمع همه آنها ممكن است. «١»
بعد از اين توصيف، به آخرين ويژگى قرآن در اين بحث، يعنى مسأله نفوذ عميق و فوق العاده آن پرداخته، مىگويد: «از شنيدن آيات اين قرآن لرزه بر اندام خاشعان از پروردگار مىافتد (و مو بر تنشان راست مىشود) سپس پوست و قلبشان، برون و درونشان، نرم و آماده پذيرش ذكر خدا مىگردد، و آرام و مطمئن مىشود» «تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ».
چه ترسيم جالب و زيبائى از نفوذ عجيب آيات قرآن در دلهاى آماده!
نخست، در آن خوف و ترسى ايجاد مىكند، خوفى كه مايه بيدارى و آغاز حركت است، و ترسى كه انسان را متوجه مسئوليتهاى مختلفش مىسازد.
در مرحله بعد، حالت نرمش و پذيرش سخن حق به او مىبخشد، و به