تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣
قلبهائى را «بيمار» معرفى مىكند. «١»
و قلبهائى را «مهر خورده» و بسته. «٢»
و در مقابل آنها «قلب سليم» را مطرح مىكند كه هيچ يك از اين عيوب در آن نيست، هم پاك است، و هم نرم و پر عطوفت، هم سالم است و هم انعطافپذير در مقابل حق.
اين همان قلبى است كه به عنوان «حرم خدا» در روايات توصيف شده چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلاتُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ!: «قلب، حرم خدا است، غير خدا را در حرم خدا ساكن مكن»!. «٣»
اين همان قلبى است كه مىتواند حقائق غيب را ببيند و به ملكوت عالم بالا نظر كند، چنان كه در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است: لَو لا انَّ الشَّياطِيْنَ يَحُوْمُونَ عَلى قُلُوبِ بَنِى آدَمَ لَنَظَرُوا الَى الْمَلَكُوتِ!: «اگر شياطين قلوب فرزندان آدم را احاطه نكنند، مىتوانند به جهان ملكوت نظر افكنند»!. «٤»
در هر حال، بهترين سرمايه براى نجات در قيامت، همين «قلب سليم» است، و همان بود كه ابراهيم عليه السلام با آن به بارگاه پروردگارش شتافت و فرمان رسالت را دريافت كرد.
اين سخن را با حديث ديگرى پايان مىدهيم، در روايتى آمده است: انَّ لِلَّهِ فِى عِبادِهِ آنِيَةً وَ هُوَ الْقَلْبُ فَاحَبُّها الَيْهِ «أَصْفاها» وَ «أَصْلَبُها» وَ «أَرَقُّها»: أَصْلَبُها فِى دِيْنِ اللَّهِ، وَ أَصْفاها مِنَ الذُّنُوبِ، وَ أَرَقُّها عَلَى الاخْوانِ: «خداوند در ميان