تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦
يونس عليه السلام را بر هم زده بود، بيمار و ناتوان از اين زندان آزاد شد.
درست نمىدانيم «يونس» عليه السلام چه مدت در شكم ماهى بود؟، ولى مسلّم است هر چه بود، نمىتوانست از عوارض آن بر كنار ماند، درست است كه فرمان الهى صادر شده بود كه يونس عليه السلام هضم و جذب بدن ماهى نشود، اما اين بدان معنى نبود كه آثارى از اين زندان را به همراه نياورد، لذا جمعى از مفسران نوشتهاند: او به صورت جوجه نوزاد، ضعيف و بىبال و پر از شكم ماهى بيرون آمد، به طورى كه توان حركت نداشت.
***
و باز در اينجا لطف الهى به سراغ او آمد، چرا كه بدنش بيمار و آزرده، اندامش خسته و ناتوان بود و آفتاب ساحل او را آزار مىداد، پوششى لطيف لازم بود تا بدنش در زير آن بيارامد، قرآن در اينجا مىگويد: «ما كدوبُنى بر او رويانيديم» تا در سايه برگهاى پهن و مرطوب بيارامد «وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ».
«يَقْطِين» به طورى كه بسيارى از ارباب لغت و مفسران گفتهاند: هر گياهى است كه ساقه ندارد، و داراى برگهاى پهن است، مانند بوته خربزه و كدو و خيار و امثال آن، ولى بسيارى از مفسران و روات حديث، در اينجا تصريح كردهاند كه منظور خصوص «كدوبُن» است (بايد توجه داشت كه «شجره» در لغت عرب، هم به نباتاتى گفته مىشود كه داراى ساقه و شاخه است و هم بدون ساقه و شاخه، و به تعبير ديگر اعم از درخت و گياه است، حتى در اينجا حديثى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه: شخصى به آن حضرت عرض كرد: انَّكَ تُحِبُّ الْقَرْعَ؟: «شما كدو را دوست مىداريد»، فرمود: أَجَلْ! هِىَ شَجَرَةُ اخِي يُونُسَ: