تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣
روى هوا و هوس و تقليدهاى كوركورانه، در آتش شديد و خوفناك جهنم ورود مىكنند.
***
به هر حال، اين صدا به گوش پيروان مىرسد و از ناخوشامد گفتن رؤساى ضلالت سخت خشمگين مىگردند، رو به سوى آنها كرده، «مىگويند: بلكه خوشامد بر شما مباد، كه شما اين عذاب دردناك را به ما پيشنهاد كرديد، و براى ما فراهم ساختيد، چه بد قرارگاهى است دوزخ»؟! «قالُوا بَلْ أَنْتُمْ لا مَرْحَباً بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنا فَبِئْسَ الْقَرارُ».
جمله اخير (فَبِئْسَ الْقَرارُ) در حقيقت نقطه مقابل «جَنَّاتِ عَدْنٍ» است كه درباره پرهيزگاران آمده بود، اشاره به اين كه: مصيبت بزرگ اين است كه: دوزخ جايگاه موقتى نيست، بلكه قرارگاه ثابت است!
هدف پيروان از اين تعبير، اين است كه آنها مىخواهند بگويند هر چه هست اين حسن را دارد كه شما رؤساى ضلالت نيز، در اين امر با ما مشتركيد، و اين مايه تشفى قلب ماست، و يا اشاره به اين است كه جنايت شما پيشوايان بر ما جنايتى بس عظيم بود، چرا كه دوزخ يك جايگاه موقتى نيست، بلكه قرارگاه ماست.
***
ولى، با اين حال پيروان به اين سخن راضى نمىشوند، چرا كه رؤساى ضلالت را- كه عامل اصلى جرم بودند- از خود مستحقتر مىدانند، لذا رو به درگاه خدا كرده «مىگويند: پروردگارا! هر كس اين عذاب را براى ما فراهم ساخته عذابى مضاعف در آتش دوزخ بر او بيفزا» «قالُوا رَبَّنا مَنْ قَدَّمَ لَنا هذا فَزِدْهُ عَذاباً ضِعْفاً فِي النَّارِ».