تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٤
تذكرى است از نظام حساب شده و با عظمت عالم هستى، و ربوبيت پروردگار در اين صحنه عظيم، و نيز تذكرى است از پايان زندگى و خاموش شدن شعلههاى حيات، و سپس مسأله رستاخيز، و تجديد حيات مردگان.
اين صحنه، گر چه در عالم گياهان است، ولى به انسانها، هشدار مىدهد كه همانند آن، در عمر و حيات شما تكرار مىشود، ممكن است مدت آن متفاوت باشد، اما اصول آن يكى است: تولد، نشاط و جوانى، و بعد پژمردگى و پيرى و سرانجام مرگ!
***
به دنبال اين درس بزرگ توحيد و معاد به مقايسهاى در ميان مؤمن و كافر پرداخته تا اين حقيقت را روشن سازد كه قرآن و وحى آسمانى نيز، همچون دانههاى باران است كه بر سرزمين دلها نازل مىشود، همان گونه كه تنها زمينهاى آماده از قطرات حياتبخش باران منتفع مىشود تنها دلهائى از آيات الهى بهره مىگيرد كه در سايه لطف او، و خودسازى، آمادگى و گسترش پيدا كرده است، مىفرمايد: «آيا كسى كه خدا سينهاش را براى پذيرش اسلام، گشاده ساخته، و بر فراز مركبى از نور الهى قرار گرفته»، همچون سنگدلان بىنورى است كه هدايت الهى به قلبشان راه نيافته است؟! «أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ». «١»
سپس، مىافزايد: «واى بر آنها كه قلبهاى سخت و نفوذناپذيرى دارند، و ذكر خدا در آن اثر نمىگذارد» «فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ».
نه مواعظ سودمند، در آن مؤثر است، نه انذار و بشارت، نه آيات تكاندهنده