تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧
تعليماتش جاويدان، و دستوراتش عميق و ريشهدار، و برنامههايش حياتبخش و راهبر انسان در طريق هدف آفرينش است.
«هدف» از نزول اين كتاب بزرگ اين نبوده كه تنها به تلاوت و لقلقه زبان قناعت كنند، بلكه هدف اين بوده كه آياتش سرچشمه فكر و انديشه، و مايه بيدارى وجدانها گردد، و آن نيز به نوبه خود، حركتى در مسير عمل بيافريند.
تعبير به «مبارك»، چنان كه مىدانيم، به معنى چيزى است كه داراى «خير مستمر و مداوم» باشد، و اين تعبير، در مورد قرآن اشاره به دوام استفاده جامعه انسانى از تعليمات آن است، و چون اين كلمه، به صورت مطلق به كار رفته، هر گونه خير و سعادت دنيا و آخرت را شامل مىشود.
خلاصه، هر خير و بركتى بخواهيد در آن است، به شرط اين كه: در آن تدبر كنيد و از آن الهام بگيريد و به حركت درآئيد.
***
نكتهها:
١- تقوا و فجور در برابر هم
در آيات فوق «فساد در ارض» در مقابل «ايمان و عمل صالح» قرار گرفته، و «فجور» (شكافتن پرده دين) در برابر «تقوا» و پرهيزكارى.
آيا اين دو، بيان يك واقعيت است به دو عبارت، يا بيان دو مطلب؟
بعيد نيست، هر دو تأكيد يك معنى بوده باشد، چرا كه «متقين» همان مؤمنان صالحالعملاند و «فجار»، همان «مفسدان فى الارض».
اين احتمال نيز وجود دارد كه، جمله اول، اشاره به جنبههاى اعتقادى و عملى هر دو باشد و صاحبان عقيده درست و عمل صالح را با آنها كه فاسد العقيده و فاسد العملاند مقايسه مىكند، در حالى كه جمله دوم، تنها به جنبههاى