تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥
حضرت عليه السلام منعكس است، مسائلى كه ايمان به آن، و هماهنگ ساختن اعمال با آنها وسيله مؤثرى براى خروج از صف دوزخيان و قرار گرفتن در صراط مستقيم پروردگار است.
***
٢- پيشوايان و پيروان گمراه!
در آيات فوق، و آيات ديگر قرآن مجيد، اشاراتى پر معنى به مخاصمه رهبران و پيروان گمراه در روز قيامت يا در جهنم آمده است.
اين، هشدارى است آموزنده به همه كسانى كه عقل و دين خود را در اختيار رهبران گمراه مىگذارند.
در آن روز، گر چه هر كدام سعى مىكنند از ديگرى برائت جويند، و حتى گناه خود را به گردن او بيندازند، ولى، با اين حال، هيچ كدام قادر به اثبات بىگناهى خويش نيستند.
در آيات بالا ديديم كه، پيشوايان اغواگر به تابعين خود صريحاً مىگويند:
عامل نفوذ ما در شما، همان روح طغيانگرى شما بود (بَلْ كُنْتُمْ قَوْماً طاغِينَ).
اين طغيانگرى، زمينههاى تأثرپذيرى شما را در برابر اغواگرى ما فراهم ساخت، و ما توانستيم انحرافاتى را كه داشتيم از اين طريق، به شما منتقل كنيم (فَأَغْوَيْناكُمْ إِنَّا كُنَّا غاوِينَ).
توجه به معنى دقيقِ «اغوا»، كه از ماده «غىّ» است مطلب را روشنتر مىسازد؛ زيرا «غىّ» به گفته «راغب» در «مفردات»، به معنى جهلى است كه از اعتقاد فاسد سرچشمه مىگيرد، اين پيشوايان گمراه، از حقايق هستى و زندگى بىخبر ماندند، و اين جهل و اعتقاد فاسد را به پيروان خود كه روح طغيان در برابر فرمان خدا داشتند، منتقل نمودند.