تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣
يك نگاه اجمالى به آيات قرآن، به خوبى روشن مىسازد كه، قرآن هدايت و ضلالت را فعل خدا مىشمرد، و هر دو را به او نسبت مىدهد، و اگر بخواهيم همه آياتى را كه در اين زمينه سخن مىگويند، بشمريم سخن به درازا مىكشد همين قدر كافى است كه در آيه ٢١٣ سوره «بقره» مىخوانيم: وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ: «خداوند هر كس را بخواهد، به راه راست هدايت مىكند».
و در آيه ٩٣ سوره «نحل» آمده است: وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ: «ولى او هر كس را بخواهد هدايت مىكند، و هر كس را بخواهد گمراه».
شبيه اين تعبير، در مورد هدايت و ضلالت و يا يكى از اين دو، در آيات زيادى از قرآن مجيد به چشم مىخورد. «١»
از اين بالاتر، در بعضى از آيات، صريحاً هدايت را از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نفى كرده، به خدا نسبت مىدهد، چنان كه در آيه ٥٦ سوره «قصص» مىخوانيم: إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ: «تو هر كس را دوست دارى هدايت نمىكنى، ولى خدا هر كس را بخواهد، هدايت مىكند»!
و در آيه ٢٧٢ سوره «بقره» مىخوانيم: لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ: «هدايت آنها بر تو نيست، ولى خدا هر كس را بخواهد هدايت مىكند».
مطالعه سطحى اين آيات، و عدم درك معنى عميق آنها، سبب شده است كه گروهى در تفسير آنها به «ضلالت» بيفتند، و از طريق «هدايت» منحرف شوند، و زير آوارهاى مكتب «جبر»، مدفون گردند، حتى بعضى از مفسران معروف، از اين آفت، مصون نمانده، و در اين پرتگاه هولناك، سقوط كردهاند، تا آنجا كه هدايت و ضلالت را در تمام مراحل، جبرى دانسته، و عجب اين كه: چون تضاد