تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣
مىكنند»؟!
عرض كردم: نه.
فرمود: اخْتَصَمُوا فِى الْكَفَّاراتِ وَ الدَّرَجاتِ، فَامَّا الْكَفَّاراتُ فَاسْباغُ الْوُضُوءِ فِى السَّبَراتِ، وَ نَقْلُ الاقْدامِ الَى الْجَماعاتِ، وَ انْتِظارُ الصَّلاةِ بَعْدَ الصَّلاةِ، وَ أَمَّا الدَّرَجاتُ فَافْشاءُ السَّلامِ، وَ اطْعامُ الطَّعامِ، وَ الصَّلْاةُ بِالْلَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيامٌ: «آنها در مورد «كفارات» (كارهائى كه گناهان را جبران مىكند) و «درجات» (آنچه بر درجات انسان مىافزايد) به گفتگو پرداختند: اما كفارات وضوى شاداب در سرماى زمستان گرفتن، و به سوى نماز جماعت گام برداشتن، و انتظار نمازى بعد از نماز ديگر كشيدن است، و اما درجات، بسيار سلام كردن و اطعام طعام نمودن، و نماز در شب به هنگامى كه چشم مردم در خواب است باشد».»
البته در اين حديث، صريحاً نيامده است كه: نظر به تفسير آيه فوق دارد، هر چند تعبيرات، شبيه تعبيرات آيه مورد بحث است، و به هر حال، از اين حديث استفاده مىشود: منظور از «مخاصمه» در اينجا تنها بحث و گفتگو است، نه جدال و كشمكش، بحث و گفتگو از اعمال آدميان، و كارهائى كه كفاره گناهان مىشود و بر درجات انسانها مىافزايد، و شايد گفتگوى آنها در تعداد اعمالى است كه سرچشمه اين فضائل مىگردد، و يا در تعيين حد و ميزان درجاتى است كه از اين اعمال حاصل مىشود، و به اين ترتيب، از اين حديث تفسير سومى براى آيه به دست مىآيد كه از جهاتى مناسب است، ولى با آيات آينده تناسب زيادى ندارد، و همان گونه كه گفتيم، ممكن است ناظر به گفتگوهاى ديگر