تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤
اگر حال بسيارى از مجرمان را در نظر بگيريم كه، بعد از انجام گناهان كبيره، چنان ناراحت و پشيمان مىشوند كه، باور نمىكنند راه بازگشتى به روى آنها باز باشد، و آن چنان خود را آلوده مىدانند كه، با هيچ آبى قابل شستشو نيستند، مىپرسند: آيا به راستى گناهان ما قابل بخشش است؟
آيا راهى به سوى خدا براى ما باز است؟ آيا پلى در پشت سر ما وجود دارد كه ويران نشده باشد؟ مفهوم آيه را به خوبى درك مىكنيم؛ زيرا آنها آماده هر گونه توبهاند ولى گناه خود را قابل بخشش نمىدانند، مخصوصاً اگر بارها توبه كرده باشند، و شكسته باشند.
اين آيه، به همه آنها نويد مىدهد كه راه به روى همه شما، باز است.
لذا «وحشى»، جنايتكار معروف تاريخ اسلام، و قاتل «حمزه سيد الشهداء» هنگامى كه مىخواست مسلمان شود از اين مىترسيد: توبهاش پذيرفته نگردد، زيرا به راستى گناه او بسيار سنگين بود، جمعى از مفسران مىگويند: آيه فوق نازل شد، و درهاى رحمت الهى را به روى «وحشى» و وحشىهاى توبهكار گشود!
گر چه اين سوره، از سورههاى «مكّى» است و آن روز كه اين آيات نازل شد نه جنگ «احُد» رخ داده بود، و نه داستان شهادت «حمزه» و توبه «وحشى»،- بنابراين اين ماجرا نمىتواند شأن نزولى براى آيه باشد، بلكه از قبيل تطبيق يك قانون كلى بر يكى از مصاديق آن است- اما به هر حال گستردگى مفهوم آيه را، مىتواند مشخص كند.
از آنچه گفتيم، روشن شد: اصرار بعضى از مفسران، مانند «آلوسى» در «روح المعانى» بر اين كه: وعده غفران در آيه فوق، مشروط به چيزى نيست، و حتى هفده دليل براى آن ذكر كرده! مطلب نادرستى است، چرا كه با آيات بعد،