تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠
سرانجام، به سراغ «پدر» آمد گفت: ابراهيم! خوابى را كه ديدى خواب شيطانى است! اطاعت شيطان مكن!
ابراهيم عليه السلام كه در پرتو نور ايمان و نبوت او را شناخت، بر او فرياد زد دور شو اى دشمن خدا. «١»
در حديث ديگرى آمده است: ابراهيم عليه السلام نخست به «مشعر الحرام» آمد تا پسر را قربانى كند، شيطان به دنبال او شتافت، او به محل «جمره اولى» آمد، شيطان به دنبال او آمد، ابراهيم عليه السلام هفت سنگ به او پرتاب كرد، هنگامى كه به «جمره دوم» رسيد، باز شيطان را مشاهده نمود، هفت سنگ ديگر بر او انداخت، تا به «جمره عقبه» آمد، هفت سنگ ديگر بر او زد (و او را براى هميشه از خود مأيوس ساخت). «٢»
و اين نشان مىدهد كه وسوسههاى شياطين، در ميدانهاى بزرگ امتحان، نه از يكسو، كه از جهات مختلف صورت مىگيرد، هر زمان به رنگى، و از طريقى، مردان خدا بايد ابراهيموار، شياطين را در همه چهرهها بشناسند، و از هر طريق وارد شوند راه را بر آنها ببندند و سنگسارشان كنند، و چه درس بزرگى؟!
***
٥- فلسفه تكبيرات، در «منى»
مىدانيم، از دستورهائى كه در مورد «عيد اضحى» در روايات اسلامى آمده است، تكبيرات مخصوصى است كه همه مسلمانان، چه آنها كه در مراسم حج شركت كردهاند و در «منى» هستند، و چه آنها كه در ساير نقاط مىباشند، بعد از نمازها مىگويند، (منتهى كسانى كه در «منى» باشند بعد از ١٥ نماز كه نخستين