تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٤
مىفرمايد، اين خود جزا و پاداش بزرگى است، و اين مهمترين مژدهاى بود كه خداوند، به ابراهيم عليه السلام داد، سپس مسأله «فدا كردن ذبح عظيم»، «جاودان ماندن نام و سنت او» و «درود فرستادن خدا بر او» را كه سه موهبت بزرگ ديگر است مطرح كرده، و آن را به عنوان پاداش نيكوكاران معرفى مىكند.
***
نكتهها:
١- «ذبيح اللَّه» كيست؟
در اين كه كدام يك از فرزندان ابراهيم (اسماعيل يا اسحاق) عليهم السلام به قربانگاه برده شد، و لقب «ذبيح اللَّه» يافت؟ در ميان مفسران سخت گفتگو است، گروهى «اسحاق» عليه السلام را «ذبيح» مىدانند، و جمعى «اسماعيل» عليه السلام را، نظر اول را بسيارى از مفسران اهل سنت، و نظر دوم را مفسران شيعه برگزيدهاند.
اما آنچه با ظواهر آيات مختلف قرآن هماهنگ است، اين است كه: ذبيح «اسماعيل» عليه السلام بوده است، زيرا:
اوّلًا: در يك جا مىخوانيم: وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيّاً مِنَ الصَّالِحِيْنَ: «ما او را بشارت به اسحاق داديم كه پيامبرى بود از صالحان». «١»
اين تعبير، به خوبى نشان مىدهد كه خداوند بشارت به تولد اسحاق عليه السلام را بعد از اين ماجرا و به خاطر فداكارىهاى ابراهيم عليه السلام به او داد، بنابراين ماجراى ذبح مربوط به او نبود.
به علاوه، هنگامى كه خداوند نبوت كسى را بشارت مىدهد، مفهومش اين است كه زنده مىماند، و اين با مسأله ذبح در كودكى سازگار نيست.
ثانياً: در آيه ٧١ سوره «هود» مىخوانيم: فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ