تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢١
انتقامجوئى و خشونت، با لحنى آكنده از نهايت لطف و محبت، آغوش رحمتش را به روى همگان باز كرده و فرمان عفو آنها را صادر نموده، مىفرمايد: «به آنها بگو اى بندگان من كه بر خودتان اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مىبخشد كه او بخشنده و مهربان است» «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ».
دقت در تعبيرات اين آيه، نشان مىدهد كه از اميدبخشترين، آيات قرآن مجيد نسبت به همه گنهكاران است، شمول و گستردگى آن، به حدى است كه طبق روايتى، اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود: «در تمام قرآن آيهاى وسيعتر از اين آيه نيست» (ما فِى القُرْآنِ آيَةٌ أَوْسَعُ مِنْ يا عِبادِىَ الَّذِيْنَ أَسْرَفُوا ...). «١»
دليل آن نيز روشن است زيرا:
١- تعبير به «يا عِبادِىَ» (اى بندگان من!) آغازگر لطفى است از ناحيه پروردگار.
٢- تعبير به «اسراف» به جاى «ظلم و گناه و جنايت» نيز لطف ديگرى است.
٣- تعبير به «عَلى أَنْفُسِهِم» كه نشان مىدهد گناهان آدمى همه به خود او باز مىگردد، نشانه ديگرى از محبت پروردگار است، همان گونه كه يك پدر دلسوز، به فرزند خويش مىگويد: اين همه بر خود ستم مكن!
٤- تعبير به «لاتَقْنَطُوا» (مأيوس نشويد) با توجه به اين كه: «قنوط» در اصل به معنى مأيوس شدن از خير است، به تنهائى دليل بر اين است كه گنهكاران نبايد از «لطف الهى» نوميد گردند.