تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٥
ناتوانى هستند كه، هيچ كارى از آنها ساخته نيست.
جمعى از پيروان مكتب جبر، از جمله «اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» براى عقيده انحرافى خود، استدلال كرده و مىگويند: اعمال ما نيز در مفهوم آيه وارد است، بنابراين خداوند خالق آن است، هر چند محل ظهور آن اعضاى تن ما است!
اشتباه بزرگ آنها اينجاست: نتوانستهاند، اين مطلب را درك كنند كه خالقيت خداوند، نسبت به افعال ما هيچ گونه منافاتى با اختيار و آزادى اراده ما ندارد، چرا كه اين دو نسبت، در طول هم است نه در عرض هم.
توضيح اين كه: اعمال ما هم نسبتى به خدا دارد، و هم نسبتى به ما، از يكسو، چيزى در تمام عالم هستى از حيطه قدرت خداوند بيرون نيست، و اعمال ما از اين نظر مخلوق او است، زيرا قدرت و عقل و اختيار و ابزار كار و آزادى عمل را او به ما داده است، و از اين نظر عمل ما را مىتوان به او نسبت داد، او خواسته است كه ما آزاد باشيم، و اعمال اختيارى به جا آوريم، و تمام وسائل را او در اختيار ما گذارده.
ولى، در عين حال، ما در عمل خود آزاد و مختاريم و از اين نظر، افعال ما به ما منتسب است و ما در برابر آن مسئوليم.
اگر كسى بگويد: ما خالق اعمال خويش هستيم، و خداوند هيچ دخالتى در آن ندارد، او مشرك است، چون معتقد به دو خالق شده، خالق بزرگ و خالق كوچك، و اگر بگويد: خالق اعمال ما خداست، و ما هيچ دخالتى نداريم، او منحرف است، چرا كه حكمت و عدالت خدا را انكار كرده، مگر مىشود، اعمال از او باشد، و ما در مقابل آن مسئول باشيم؟ در اين صورت، مجازات، پاداش، حساب، معاد، تكليف و مسئوليت معنى ندارد.
بنابراين، اعتقاد صحيح اسلامى،- كه از جمعبندى آيات قرآن، به خوبى به