تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٨
تكامل انسانها است). و مىدانيم آزمايش، جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفانها و بحرانها امكانپذير نيست.
البته، اگر شيطان هم نبود، هواى نفس و وسوسههاى نفسانى، انسان را در بوته آزمايش قرار مىداد، اما با وجود شيطان اين تنور آزمايش داغتر شد، چرا كه شيطان، عاملى است از برون، و هواى نفس عاملى است از درون!
***
٢- آتش كبر و غرور سرمايه هستى را مى سوزاند
از مسائل فوقالعاده حساسى كه در ماجراى «ابليس» و رانده شدن او از درگاه خدا، جلب توجه مىكند، تأثير عامل خودخواهى و غرور در سقوط و بدبختى انسان است، به طورى كه مىتوان گفت: مهمترين و خطرناكترين عامل انحراف همين عامل است.
همين بود كه، شش هزار سال عبادت را در يك لحظه به نابودى كشانيد، و همين بود كه موجودى را كه همرديف فرشتگان بزرگ آسمان بود، به پستترين دركات شقاوت تنزل داد، و مستحق لعن ابدى خداوند نمود.
خودخواهى و غرور، به انسان اجازه نمىدهد، چهره حقيقت را آن چنان كه هست ببيند.
خودخواهى، سرچشمه حسادت، و حسادت سرچشمه كينهتوزى، و كينهتوزى عامل خونريزى و جنايات ديگر است.
خودخواهى، انسان را به ادامه خطا و اشتباه وامىدارد، و به هنگام وجود عوامل بيداركننده، همه را خنثى مىكند.
خودخواهى و لجاجت، فرصت توبه و جبران را از دست انسان مىگيرد، و درهاى نجات را به روى او مىبندد، خلاصه، هر چه درباره خطر اين صفت