تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٨
شده، آنها را درو كرد.
قوم «نوح» با طوفان و بارانهاى سيلابى نابود شدند.
«عاد»، با تندبادى سرسخت و كوبنده.
«فرعون»، و فرعونيان، با امواج «نيل».
قوم «ثمود» با صيحه آسمانى (صاعقهاى عظيم).
قوم «لوط»، با زلزلهاى وحشتناك توام با بارانى از سنگهاى آسمانى.
و قوم «شعيب» نيز با صاعقهاى مرگبار كه از ابرى بر سر آنها فرود آمد و به اين ترتيب «آب» و «باد» و «خاك» و «آتش» كه وسائل اصلى زندگى انسان را تشكيل مىدهند، مأمور مرگ آنها شدند، و چنان طومار عمر اين سركشان ياغى را در هم نورديدند كه، اثرى از آنها باقى نماند.
اين مشركان «مكّه» بايد بينديشند، نسبت به اين اقوام، گروه كوچكى بيش نيستند، چرا از خواب غفلت بيدار نمىشوند؟
توصيف «فرعون» به «ذو الاوتاد» (صاحب ميخهاى محكم) كه در آيات فوق، و در آيه ١٠ سوره «فجر» آمده، كنايه از استحكام قدرت «فرعون» و فرعونيان است، اين تعبير، در سخنان روزمره، نيز به معنى استحكام به كار مىرود، گفته مىشود: فلان كس ميخهاى قدرتش محكم است، يا ميخهاى اين كار كوبيده شده، و يا چهارميخه شده است، چرا كه هميشه براى استحكام بنا، يا خيمهها از انواع ميخها استفاده مىكنند.
بعضى نيز، آن را اشاره به لشكريان عظيم «فرعون» دانستهاند، چرا كه لشكر، معمولًا از خيمهها استفاده مىكند، و براى نگهداشتن خيمهها از ميخ استفاده مىنمايند.
بعضى ديگر، آن را اشاره به شكنجههاى وحشتناك فرعونيان نسبت به