تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥
نگوئيم!
«ابوطالب»، كسى را خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله وارد خانه شد، و به اطراف اطاق نگاه كرد، ديد كسى جز مشركان در كنار «ابوطالب» نيست، گفت: السَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى: «سلام بر كسانى كه پيرو هدايتند»!
پس از آن نشست، «ابوطالب» سخنان آنها را براى پيامبر صلى الله عليه و آله شرح داد.
پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب فرمود: أَ وَ هَلْ لَهُمْ فِي كَلِمَةٍ خَيْرٍ لَهُمْ مِنْ هَذَا يَسُودُونَ بِهَا الْعَرَبَ وَ يَطَئُونَ أَعْنَاقَهُمْ: «آيا آنها حاضرند جملهاى را با من موافقت كنند و در سايه آن، بر تمام عرب پيشى گيرند و حكومت كنند»؟!
«ابوجهل»، (كه از اين سخن به وجد آمده بود و انتظار داشت، كليد حكومت بر عرب را از دست پيامبر صلى الله عليه و آله بگيرد) گفت: بله! موافقيم، منظورت، كدام جمله است؟
پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: تَقُولُونَ لا الهَ الَّا اللَّهُ!: «بگوئيد: معبودى جز اللَّه نيست»! (و اين بتها را كه مايه بدبختى و ننگ و عقبافتادگى شماست، دور بريزيد).
هنگامى كه حضّار اين جمله را شنيدند، به شدت وحشت كردند، انگشتها را در گوش گذاردند، با سرعت خارج شده، مىگفتند: چنين چيزى را تاكنون نشنيدهايم، اين يك دروغ است.
اينجا بود كه آيات آغاز سوره «ص» نازل شد. «١»
***
تفسير:
وقت نجات شما گذشته است
باز در نخستين آيه اين سوره، به يكى از حروف مقطعه «ص» برخورد