تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨
آن چنان كه همه سركشان، طاغيان و دشمنان از او حساب مىبردند.
علاوه بر اين «به او حكمت و علم و دانش داديم» «وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ».
همان حكمتى كه قرآن درباره آن مىگويد: وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً: «هر كس حكمت به او اعطا شده، خير فراوان نصيب او شده است». «١»
«حكمت» در اينجا به معنى علم و دانش و نيروى تدبير امور كشور يا مقام نبوت، و يا همه اينها است.
«حكمت» گاه، جنبه «علمى» دارد كه از آن تعبير به «معارف عاليه» مىشود، و گاه جنبه «عملى» كه از آن تعبير به «اخلاق و عمل صالح» مىگردد، و داود از همه اينها بهره وافر داشت.
آخرين نعمت بزرگ خدا بر داود اين بود كه مىفرمايد: «ما به او علم قضا و داورى صحيح و عادلانه داديم» «وَ فَصْلَ الْخِطابِ».
تعبير از داورى به «فَصْلَ الْخِطابِ» به خاطر آن است كه: «خطاب» همان گفتگوهاى طرفين نزاع است، و «فصل»، به معنى قطع و جدائى است.
و مىدانيم: گفتگوهاى صاحبان نزاع، هنگامى قطع خواهد شد كه داورى صحيحى بين آنها بشود، لذا اين تعبير به معنى قضاوت عادلانه آمده است.
اين احتمال در تفسير اين جمله نيز وجود دارد كه: خداوند منطق نيرومندى كه از فكر بلند، و عمق انديشه، حكايت مىكرد، در اختيار داود گذارد، نه تنها در مقام داورى، كه در همه جا سخن آخر و آخرين سخن را بيان مىكرد.
به راستى، با وجود خداوندى كه قدرت دارد به انسان شايستهاى اين همه نيرو و توان بخشد، جاى اين نيست كه احدى از لطف او مأيوس گردد، و اين نه تنها مايه تسلى خاطر پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان «مكّه» در آن روز بود كه سخت در فشار