تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣
«علماء» تفسير كردهاند، ولى محدود ساختن مفهوم آيات به اين دو گروه، بعيد به نظر مىرسد اما عموميت آيات بعيد نيست، و اگر هم آن را مخصوص فرشتگان بدانيم، باز ديگران مىتوانند در زندگى خود، از برنامه اين فرشتگان الهام بگيرند.
اميرمؤمنان على عليه السلام نيز در نخستين خطبه «نهج البلاغه»، آنجا كه سخن از فرشتگان مىگويد، و آنها را به گروههاى مختلفى تقسيم مىكند مىفرمايد: وَ صَافُّونَ لايَتَزَايَلُونَ وَ مُسَبِّحُونَ لايَسْأَمُونَ لايَغْشَاهُمْ نَوْمُ الْعُيُونِ وَ لا سَهْوُ الْعُقُولِ وَ لا فَتْرَةُ الْأَبْدَانِ وَ لا غَفْلَةُ النِّسْيَانِ وَ مِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَى وَحْيِهِ وَ أَلْسِنَةٌ إِلَى رُسُلِهِ: «گروهى از آنان در صفوفى كه از هم پراكنده نمىشود، قرار دارند، همواره تسبيح مىگويند و خسته نمىشوند، هيچ گاه خواب چشمانشان را نمىپوشاند، و عقولشان گرفتار سهو و نسيان نمىگردد، سستى بدن، دامان آنها را نمىگيرد، و غفلت نسيان، بر آنان عارض نمىشود، و گروهى از آنان امناى وحى اويند، و زبانهايش به سوى پيامبران». «١»
آخرين سخن درباره اين آيات سهگانه، اين كه: بعضى معتقدند: سوگند در اين آيات به ذات پاك خدا ياد شده، و كلمه «ربّ» در همه اينها در تقدير است، و در معنى چنين بوده: وَ رَبِّ الصَّافَّاتِ صَفّاً وَ رَبِّ الزَّاجِراتِ زَجْراً وَ رَبِّ التَّالِياتِ ذِكْراً: «سوگند به پروردگار گروههائى كه صف مىكشند و صفوف خود را منظم مىسازند، و سوگند به پروردگار آنها كه طرد و زجر مىكنند، و سوگند به پروردگار آنها كه ذكر خدا را پىدرپى تلاوت مىنمايند».
كسانى كه آيات را چنين تفسير كردهاند، گويا چنين مىپندارند كه چون به بندگان دستور داده شده، به غير خدا قسم ياد نكنند، پس خدا نيز به غير ذات خود قسم ياد نمىكند، به علاوه، قسم بايد به امر مهمى باشد و مهم ذات پاك او