تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩
مقابل اكتشافات علمى علماى علوم طبيعى، به پا مىخاستند، و امثال «گاليله» را به خاطر كشف حركت زمين به دور خورشيد و به دور خود، آماج سختترين حملات قرار مىدادند، و مىگفتند: اين سخنان بدعت است و دروغ بىسابقه!
عجبتر اين كه: بعضى از بزرگان، هنگامى كه به ابتكارات علمى تازه دست مىيافتند از ترس اين كه: مبادا به خاطر نوآورى، مورد هجوم حملات كسانى قرار گيرند- كه به خاطر حجاب معاصرت، آنها را بباد انتقاد مىگرفتند- سعى مىكردند، چند نفرى از قدما و پيشينيان را هماهنگ با نظرات تازه خود پيدا كنند! و از اين راه نظر خود را يك عقيده كهنه و قديمى نشان دهند تا در امان بمانند، و اين بسيار دردناك است!
نمونه اين سخن را در مورد نظريه معروف «حركت جوهرى»، «صدر المتألهين شيرازى» در «اسفار» مىتوان مشاهده كرد.
به هر حال، اين طرز برخورد با مسائل تازه و ابتكارات جديد، ضايعات بزرگى براى جوامع انسانى و براى جهان علم و دانش داشته و دارد، و بايد علاقمندان دلسوز، براى اصلاح آن بكوشند، و اين رسوبات جاهلى را از افكار بزدايند.
اما اين سخن، به آن معنى نيست كه هر ادعاى تازهاى را به خاطر تازه بودنش مورد استقبال قرار دهيم، هر چند بىپايه و بىاساس باشد، كه «تازهزدگى» مانند «عشق به كهنهها» خود بلاى بزرگى است.
اعتدال اسلامى، ايجاب مىكند كه نه آن «افراط» در كار باشد و نه اين «تفريط».
***