تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩
«كَيْد» در اصل به معنى هر گونه «چارهانديشى» است، خواه در طريق صحيح باشد يا غلط، هر چند غالباً در موارد مذموم استعمال مىشود، و با توجه به اين كه در اينجا به صورت «نكره» آمده، نكرهاى كه دلالت بر عظمت و اهميت مىكند، اشاره به نقشه وسيع و گستردهاى است كه آنها براى نابود ساختن ابراهيم عليه السلام، و برچيدن اثرات تبليغ قولى و عملى او، طرح كرده بودند.
آرى، خداوند آنها را «اسفل» و پائين قرار داد، و ابراهيم عليه السلام را در «مرتبه اعلى»، همان گونه كه منطقش برترى داشت، در حادثه آتشسوزى نيز خدا او را برتر قرار داد، و دشمنان نيرومندش را به سقوط كشانيد، آتش را بر او سرد و سالم ساخت و بى آن كه حتى يك تار موى او بسوزد، از آن درياى آتش سالم به درآمد!
يك روز نوح عليه السلام را از «غرق»، نجات مىدهد، و روز ديگر ابراهيم عليه السلام را از «حرق»، تا روشن كند، «آب» و «آتش» سر بر فرمان او دارند و «آنچه مىگويد خدا آن مىكنند».
***
ابراهيم عليه السلام از اين حادثه هولناك و توطئه خطرناكى كه دشمن براى او چيده بود سالم و سربلند، بيرون آمد، و چون رسالت خود را در «بابل» پايان يافته مىديد، تصميم بر مهاجرت به اراضى مقدس «شام» گرفت «و گفت: من به سوى پروردگارم مىروم، او مرا هدايت خواهد كرد» «وَ قالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ».
بديهى است، خداوند مكانى ندارد، اما مهاجرت از محيط آلوده به محيط پاك، مهاجرت به سوى خدا است.
مهاجرت به سرزمين انبياء و اولياء، و كانونهاى وحى الهى مهاجرت به