تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٢
آن گاه به معرفى مزاياى قرآن پرداخته، و ضمن بيان سه توصيف، امتيازات بزرگ اين كتاب آسمانى را شرح مىدهد، نخست مىگويد:
«كتابى است كه آياتش هماهنگ و همصدا، و از نظر لطف و زيبائى و عمق بيان، همانند يكديگر است» «كِتاباً مُتَشابِهاً».
منظور از «مُتِشابِه» در اينجا كلامى است كه قسمتهاى مختلف آن با يكديگر همرنگ و هماهنگ مىباشد، هيچ گونه تضاد و اختلافى در ميان آنها نيست، خوب و بد ندارد، بلكه، يكى از يكى بهتر است.
اين درست بر خلاف كلمات انسانها است كه هر قدر در آن دقت شود، هنگامى كه گسترده و وسيع گردد، خواه ناخواه، اختلافات و تناقضها و تضادهائى در آن پيدا مىشود، بعضى در اوج زيبائى است، و بعضى كاملًا عادى و معمولى، بررسى آثار نويسندگان معروف و بزرگ، اعم از نثر و نظم، نيز گواه زنده اين مطلب است.
اما كلام خدا، قرآن مجيد اين چنين نيست، انسجام فوق العاده و همبستگى مفاهيم، فصاحت و بلاغت بىنظيرى كه در همه آياتش حاكم است، گواهى مىدهد: از كلام انسانها نيست.
سپس مىافزايد: ويژگى ديگر اين كتاب اين است كه «مكرر است» «مَثانِيَ».
اين تعبير، ممكن است اشاره به تكرار مباحث مختلف داستانها، سرگذشتها، مواعظ و اندرزها بوده باشد، اما تكرارى كه هرگز ملالتآور نيست، بلكه شوقانگيز است و نشاطآفرين، و اين يكى از اصول مهم فصاحت است كه انسان به هنگام لزوم چيزى را براى تأثير عميق بخشيدن، تكرار كند، اما هر زمان به شكلى تازه و صورتى نو كه ملالتخيز نباشد.
به علاوه، مطالب مكرر قرآن، مفسر يكديگر است، و بسيارى از مشكلات