تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤
همان است كه خداوند مىگويد: وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ». «١»
در بسيارى از كتب اهل سنت نيز، تفسير اين آيه، به سؤال شدن از ولايت على بن ابيطالب عليه السلام، از «ابن عباس» و «ابو سعيد خدرى»، از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده است، از جمله كسانى كه اين حديث را نقل كردهاند، اين دانشمندان هستند:
«ابن حجر هيثمى» ( «صواعق المحرقه»، صفحه ١٤٧).
«عبد الرزاق حنبلى» (طبق نقل «كشف الغمه»، صفحه ٩٢).
علامه «سبط ابن جوزى» ( «تذكره»، صفحه ٢١).
«آلوسى» ( «روح المعانى»، ذيل آيه مورد بحث).
«ابو نعيم اصفهانى» (طبق نقل «كفاية الخصال»، صفحه ٣٦٠).
و گروهى ديگر. «٢»
البته، همان گونه كه بارها گفتهايم، اين گونه روايات، مفهوم گسترده آيات را محدود نمىسازد، بلكه در حقيقت مصداقهاى روشن آيات را منعكس مىكند، بنابراين، هيچ مانعى ندارد كه سؤال از همه عقائد شود، ولى از آنجا كه مسأله ولايت، موقعيت خاصى در بحث عقائد دارد، بالخصوص روى آن تكيه شده است.
اين نكته نيز شايان توجه است كه ولايت به معنى يك دوستى ساده و يا اعتقاد خشك نيست، بلكه، هدف قبول رهبرى ٢ يرمؤمنان (على)، ٣٤ على عليه السلام در مسائل اعتقادى و عملى و اخلاقى و اجتماعى بعد از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است، مسائلى كه نمونههائى از آن در خطبههاى غرّاى «نهج البلاغه» و كلمات منقول از آن