تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧
نيروى مفيد و سازنده، قابل استفاده به حساب نمىآمدند، و چارهاى جز اين نبود كه آنها در بند باشند، تا جامعه از شر مزاحمت آنها در امان بماند، چنان كه قرآن در آيه بعد مىگويد: «و گروه ديگرى از شياطين را در غل و زنجير، تحت سلطه او قرار داديم» «وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ». «١»
«مُقَرَّنِين» از ماده «قرن» به معنى «مقارنت» و نزديكى است، و در اينجا اشاره به جمع كردن دست و پا يا گردن، در بند و زنجير است.
«أَصْفاد» جمع «صَفَد» (بر وزن نمد) به معنى قيد و بند است (مانند دستبندها و پابندهائى كه بر زندانيان مىگذارند، بعضى از جمله «مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ» «غل جامعه» را استفاده كردند و آن زنجيرى بوده است كه دستها را به گردن مىبست كه با معنى «مُقَرَّنِين» كه مفهوم نزديكى را دارد متناسب است).
اين احتمال، نيز داده شده: منظور از اين جمله اين است كه آنها هر گروه در يك بند قرار داشتند.
منتها اين سؤال پيش مىآيد كه: اگر منظور از شياطين، شياطين جن باشد كه طبعاً داراى جسمى لطيفند، غل و زنجير و دستبند تناسبى با آنها ندارد.
لذا بعضى گفتهاند: اين تعبير، كنايه از بازداشت و جلوگيرى آنها از فعاليتهاى تخريبى است، و اگر منظور، شياطين و سركشان انس باشد، غل و زنجير و دستبند مفهوم اصلى خود را حفظ خواهد كرد.
***
٤- چهارمين موهبت خداوند به سليمان اختيارات فراوانى بود كه دست او را در اعطا و منع باز مىگذارد، چنان كه آيه بعد مىگويد: «به او گفتيم اين