تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣
٥- هر كس اندك عقل و شعورى داشته باشد، مىداند كه داستانهاى «تورات» محرف كنونى، در اين زمينه، خرافاتى است كه به دست دشمنان مكتب انبياء و يا افراد بسيار ناآگاه و جاهل ساخته و پرداخته شده است، چگونه مىتوان آنها را معيار بحث قرار داد؟
آرى، عظمت قرآن در اين است كه: از اين گونه خرافات خالى است.
***
٣- روايات اسلامى و ماجراى داود عليه السلام
در روايات اسلامى، داستان زشت و خرافى «تورات» به اشد وجه تكذيب شده، از جمله در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است كه فرمود: لااوتِىَ بِرَجُلٍ يَزْعَمُ داوُدَ تَزَوَّجَ امْرَئَةَ اوريّا الَّا جَلَدْتُهُ حَدَّيْنِ حَدّاً لِلْنُّبُوَّةِ وَ حَدّاً لِلْاسْلامِ: «هر كس را نزد من آورند كه بگويد: داود با همسر «اوريّا» ازدواج كرده، دو حد بر او جارى مىكنم، حدى براى نبوت و حدى براى اسلام». «١»
چرا كه نسبت فوق، از يكسو، نسبت يك عمل نامشروع به انسان مؤمنى است، و از سوى ديگر، هتك مقام نبوت (هر چند از روى جهل بوده باشد)، لذا بايد دوبار «حد قذف» (هر بار ٨٠ تازيانه) در مورد او اجرا شود. «٢»
همين معنى به تعبير ديگرى از آن امام بزرگوار نقل شده: مَنْ حَدَّثَكُمْ بِحَدِيْثِ داوِدَ عَلى ما يَرْوِيْهِ الْقَصَّاصُ جَلَدْتْهُ مِأَةً وَ سِتِّيْنَ:
«هر كس حديث داود را طبق آنچه افسانهسرايان مىگويند براى شما روايت كند، من يكصد و شصت تازيانه به او خواهم زد». «٣»