تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥
در پايان آيه و بعد از ذكر حلقههاى سهگانه توحيدى پيرامون خلقت انسان، چهارپايان، و تطورات جنين، مىگويد: «اين است خداوند، پروردگار شما كه حكومت در سراسر عالم هستى از آن اوست، هيچ معبودى جز او وجود ندارد، با اين حال چگونه از راه حق منحرف مىشويد»؟! «ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ».
گوئى انسان را بعد از مشاهده اين آثار بزرگ توحيدى، به مقام شهود ذات پروردگار رسانده، سپس به ذات مقدسش اشاره كرده، مىگويد: «اين است خداوند و معبود و پروردگار شما» و به راستى اگر چشم بينائى باشد، او را در پشت اين آثار به خوبى تماشا مىكند، چشم سر آثار را مىبيند، و چشم دل آفريننده آثار را!
با صدهزار جلوه برون آمدى كه من با صدهزار ديده تماشا كنم تو را!
تعبير به «رَبُّكُم» و همچنين «لَهُ الْمُلْك» در واقع، دليلى است براى انحصار معبود، در ذات پاك خدا كه در جمله «لا الهَ الَّا هُو» بيان شده است (دقت كنيد).
هنگامى كه خالق اوست، مالك و مربى نيز اوست، حاكميت در سراسر هستى نيز تنها براى اوست، پس غير او چه نقشى در اين عالم دارد كه شايسته عبوديت شود؟!
اينجاست كه گوئى به جمعى خواب و گروهى غافل، از همه جا بىخبر فرياد مىزند: «فَأَنَّى تُصْرَفُونَ» با اين حال، چگونه شما اغفال شدهايد و از راه توحيد منحرف گشتهايد؟!. «١»
***
بعد از ذكر اين نعمتهاى بزرگ پروردگار، در آيه بعد، به مسأله «شكر و