تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩
كه بايد به خوابى كه در زمينه «ذبح» مىبيند عمل كند.
و گاه گفته مىشود: قرائن مختلفى كه در اين خواب بود، و از جمله اين كه در سه شب متوالى عيناً تكرار شد، براى او علم و يقين ايجاد كرد كه اين يك مأموريت الهى است و نه غير آن.
به هر حال، همه اين تفسيرها ممكن است صحيح باشد و منافاتى با هم ندارد و مخالف ظواهر آيات نيز نمىباشد.
***
٤- وسوسههاى شيطان در روح بزرگ «ابراهيم» اثر نگذاشت
از آنجا كه امتحان ابراهيم عليه السلام يكى از بزرگترين امتحانات در طول تاريخ بود، امتحانى كه هدفش اين بود: قلب او را از مهر و عشق غير خدا تهى كند، و عشق الهى را در سراسر آن پرتوافكن سازد، طبق بعضى از روايات، شيطان به دست و پا افتاد، كارى كند كه ابراهيم عليه السلام از اين ميدان پيروزمند بيرون نيايد، گاه، به سراغ مادرش «هاجر» آمد، و به او گفت: مىدانى ابراهيم عليه السلام چه در نظر دارد؟
مىخواهد فرزندش را امروز سر ببرد!
«هاجر» گفت: برو سخن محال مگو كه او مهربانتر از اين است كه فرزند خود را بكشد، اصولًا مگر در دنيا انسانى پيدا مىشود كه فرزند خود را با دست خود ذبح كند؟
شيطان به وسوسه خود ادامه داد، گفت: او مدعى است خدا به او دستور داده.
«هاجر» گفت: اگر خدا دستور داده، بايد اطاعت كند و جز رضا و تسليم راهى نيست!!
گاهى، به سراغ «فرزند» آمد و به وسوسه او مشغول شد، از آن هم نتيجهاى نگرفت، چون اسماعيل عليه السلام را يك پارچه تسليم و رضا يافت.