تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٠
اعمالت «حبط» و نابود مىگردد و از زيانكاران خواهى بود» «وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ».
به اين ترتيب، شرك، دو پيامد خطرناك دارد، حتى در مورد پيامبران الهى- اگر به فرض محال مشرك شوند-
نخست، مسأله حبط اعمال است، و دوم، گرفتار خسران و زيان زندگى شدن.
اما «حبط اعمال» به معنى محو آثار و پاداش عمل، به خاطر شرك است؛ چرا كه شرط قبولى اعمال، اعتقاد به «اصل توحيد» است و بدون آن، هيچ عملى پذيرفته نيست.
شرك، آتش سوزانى است كه شجره اعمال آدمى را مىسوزاند.
شرك، صاعقهاى است كه تمام محصول زندگى او را به آتش مىكشد.
و شرك، همچون طوفانى است كه اعمال آدمى را متلاشى مىسازد و با خود مىبرد چنان كه در آيه ١٨ سوره «ابراهيم» مىخوانيم: مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى شَيْءٍ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ: «اعمال كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند همچون خاكسترى است در برابر تندباد در يك روز طوفانى، آنها توانائى ندارند كمترين چيزى از اعمالى را كه انجام دادهاند، به دست آورند، و اين گمراهى دور و درازى است».
لذا در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله آمده: انَّ اللَّهَ تَعالى يُحاسِبُ كُلَّ خَلْقٍ الَّا مَنْ أَشْرَكَ بِاللَّهِ فَانَّهُ لايُحاسَبُ وَ يُؤْمَرُ بِهِ الَى النَّارِ: «خداوند همه بندگان را محاسبه مىكند، مگر كسى كه شرك به خدا آورده، كه بدون حساب به