تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١
٤١ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ
٤٢ ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ
٤٣ وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ
٤٤ وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لاتَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
ترجمه:
٤١- و به خاطر بياور بنده ما ايوب را، هنگامى كه پروردگارش را خواند، (و گفت:) شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است.
٤٢- (به او گفتيم:) پاى خود را بر زمين بكوب؛ اين چشمه آبى خنك براى شستشو و نوشيدن است!
٤٣- خانوادهاش را به او بخشيديم، و همانند آنها را بر آنان افزوديم، تا رحمتى از سوى ما باشد و تذكرى براى انديشمندان.
٤٤- (و به او گفتيم:) بستهاى از ساقههاى گندم را برگير و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشكن! ما او را شكيبا يافتيم؛ چه بنده خوبى كه بسيار بازگشتكننده (به سوى خدا) بود!