تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٦
دست مىآيد- اين است كه: تمام اعمال ما هم منتسب به او است و هم منتسب به خود ما، و اين دو نسبت هيچ گونه منافاتى با هم ندارد؛ چرا كه دو نسبت طولى است نه عرضى (دقت كنيد).
***
آيه بعد، با ذكر «توحيد مالكيت خداوند» بحث توحيدى آيه قبل را تكميل كرده، مىگويد: «كليدهاى آسمانها و زمين از آن او است» «لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ».
«مَقالِيد» به گفته غالب ارباب لغت، جمع «مقليد» است (هر چند «زمخشرى» در «كشّاف» مىگويد: اين كلمه مفردى از جنس خود ندارد) و «مقليد» و «اقليد» هر دو به معنى «كليد» است، و به گفته «لسان العرب» و بعضى ديگر، اصل آن از «كليد» فارسى گرفته شده، و در عربى نيز، به همين معنى استعمال مىشود، بنابراين «مَقالِيْدُ السَّماواتِ وَ الارْضِ» به معنى كليدهاى آسمانها و زمين مىباشد. «١»
اين تعبير، معمولًا كنايه از مالكيت و يا سلطه بر چيزى است، چنان كه مىگوئيم: كليد اين كار به دست فلان است، لذا آيه فوق، مىتواند، هم اشاره به «توحيد مالكيت خداوند» بوده باشد، و هم «توحيد تدبير و ربوبيت و حاكميت او» بر عالم هستى.
به همين دليل، بلافاصله بعد از اين جمله، چنين نتيجهگيرى مىكند: «كسانى كه به آيات خداوند، كافر شدند، زيانكارند» «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ».