تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٤
بيشترى در آن احساس مىكنند.
كوتاه سخن اين كه: همه اين تشبيهات و تعبيرات، كنايه از سلطه مطلقه پروردگار، بر عالم هستى در جهان ديگر است، تا همگان بدانند در عالم قيامت نيز كليد نجات و حل مشكلات، در كف قدرت خداوند است، تا به بهانه شفاعت و مانند آن، به سراغ بتها و معبودهاى ديگر نروند.
مگر در اين دنيا زمين و آسمان به همين صورت در قبضه قدرت او نيست؟
چرا سخن از آخرت مىگويد؟
پاسخ اين است كه: در آن روز، قدرت خداوند از هر زمان آشكارتر است، و به مرحله ظهور و بروز نهائى مىرسد، همگى به روشنى درمىيابند كه همه چيز از آن او، و در اختيار او است.
به علاوه، ممكن است، بعضى، به بهانه نجات در قيامت، به سراغ غير خدا بروند همان گونه كه مسيحيان براى مسأله پرستش «عيسى مسيح» عليه السلام موضوع «نجات» را پيش مىكشند، بنابراين مناسب اين است كه از قدرت خداوند در قيامت، سخن گفته شود.
از آنچه گفتيم، به خوبى روشن شد: اين تعبيرات، همگى جنبه كنائى دارد و به خاطر كوتاهى الفاظ ما در زندگى روزمره، ناچاريم آن معانى بلند را در قالب اين الفاظ كوچك بريزيم، و جاى اين نيست كه كسى از اينها احتمال تجسم پروردگار بدهد، مگر اين كه، بسيار سادهلوح و كوتهبين و كوتهفكر باشد، چه مىتوان كرد؟ الفاظى كه درخور بيان مقام عظمت پروردگار باشد، در اختيار نداريم، بايد از همين الفاظ با استفاده از معانى كنائى كه دامنه وسيع و گستردهاى دارند، استفاده كنيم.
به هر حال، بعد از بيانات فوق در آخر آيه، در يك نتيجهگيرى فشرده و