تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤
٣- توصيف پيامبران بزرگ به اوّاب
در همين سوره (ص) سه نفر از پيامبران بزرگ به عنوان «اوّاب» توصيف شدهاند: «داود»، «سليمان» و «ايوب»، و در سوره «ق» آيه ٣٢ اين وصف براى همه بهشتيان ذكر شده است: «هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ».
اين تعبيرات، نشان مىدهد كه مقام «اوابين» مقام والا و ارجمندى است، و هنگامى كه به منابع لغت، مراجعه مىكنيم مىبينيم: «اوّاب» از ماده «اوْب» (بر وزن قول) به معنى «رجوع و بازگشت» است.
اين رجوع و بازگشت- مخصوصاً با توجه به صيغه «اوّاب» كه صيغه مبالغه است دلالت بر تكرار و كثرت دارد- اشاره به اين است كه: «اوّابين» در برابر عواملى كه آنها را از خدا دور مىسازد، اعم از زرق و برق جهان ماده، يا وسوسههاى نفس و شياطين، حساسيت بسيار دارند، اگر لحظهاى دور شوند، بلافاصله متذكر شده، به سوى او بازمىگردند، و اگر لحظهاى غافل گردند، به ياد او مىافتند و جبران مىكنند.
اين بازگشت، مىتواند به معنى بازگشت به اوامر و نواهى الهى باشد، يعنى مرجع و تكيهگاه آنها همه جا فرمانهاى اوست، و از همه جا به سوى او باز مىگردند.
از آيه «يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ» «١»
كه درباره «داود» است معنى ديگرى نيز براى «اوّاب» استفاده مىشود و آن همصدا شدن و هم آواز گرديدن است، زيرا مىگويد: «اى كوهها و اى پرندگان! با «داود» همصدا شويد»، بنابراين «اوّاب» كسى است كه همصدا و هماهنگ با قوانين آفرينش، اوامر الهى و حمد و تسبيح عمومى موجودات جهان باشد، و اتفاقاً يكى از معانى «ايّوب» نيز «اوّاب» است.