تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨
اين احتمال نيز، وجود دارد كه: منظور از تسخير خورشيد و ماه «مسخر شدن آنها براى انسان» به اذن پروردگار باشد، چنان كه در آيه ٣٣ سوره «ابراهيم» آمده است: وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ: «او خورشيد و ماه كه دائماً در حركتند مسخر شما قرار داده».
ولى، با توجه به جملههاى قبل و بعد در آيه مورد بحث، و نيز با توجه به اين كه: تعبير به «لَكُم» در آيه مورد بحث، وجود ندارد اين معنى بعيد به نظر مىرسد.
در پايان آيه، به عنوان تهديد مشركان در عين گشودن راه بازگشت و لطف و عنايت مىفرمايد: «بدانيد او عزيز غفار است»! «أَلا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ».
به مقتضاى عزت و قدرت بىانتهايش، هيچ گنهكار و مشركى نمىتواند از چنگال عذابش بگريزد، و به مقتضاى غفاريتش، پرده بر روى عيوب و گناهان توبهكاران مىافكند، و آنها را در سايه رحمتش قرار مىدهد.
«غَفَّار» صيغه مبالغه از ماده «غفران» است كه در اصل به معنى پوشيدن چيزى است كه انسان را از آلودگى نگه دارد، و هنگامى كه در مورد خداوند به كار مىرود، مفهومش اين است كه: عيوب و گناهان بندگان نادم را، مىپوشاند و آنها را از عذاب و كيفر حفظ مىكند، آرى، او در عين عزت و قدرت، «غفّار» است و در عين رحمت و غفران، «قهّار»، و ذكر اين دو وصف، در پايان آيه، براى ايجاد حالت خوف و رجاء در بندگان است كه، عامل اصلى هر گونه حركت تكاملى است.
***