تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤
است.
اما آنها از اين نكته غفلت دارند كه حساب خدا، از بندگانش جدا است، او براى توجهدادن انسانها به آيات «آفاقى» و «انفسى» و نشانههاى قدرتش در زمين و آسمان، پيوسته به موجودات مختلف سوگند ياد مىكند، تا آنها را به تفكر در اين آيات وادارد، و از اين راه او را بشناسند.
از اين گذشته، در آياتى از قرآن مجيد- مانند آيات سوره «و الشمس»- سوگند به موجودات جهان در كنار سوگند به ذات پاكش قرار گرفته، و در آنجا تقدير گرفتن چيزى ممكن نيست، مىفرمايد: وَ السَّماءِ وَ ما بَناها* وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها* وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها: «سوگند به آسمان و كسى كه آسمان را بنا كرده* سوگند به زمين و آن كس كه زمين را گسترده* و سوگند به روح و جان آدمى و آن كس كه آن را منظم ساخته است». «١»
به هر حال، ظاهر آيات مورد بحث، سوگند به اين گروههاى سهگانه است و تقديرگرفتن چيزى خلاف ظاهر است، و بدون دليل نمىتوان آن را پذيرفت.
***
اكنون ببينيم اين سوگندهاى پر محتوا، سوگند به صفوف فرشتگان و انسانها براى چه منظورى بوده است؟
آيه بعد اين مطلب را روشن ساخته مىگويد: «معبود شما مسلماً يكتا است» «إِنَّ إِلهَكُمْ لَواحِدٌ».
سوگند به آن مقدساتى كه گفته شد، بتها همه بر بادند، و هيچ گونه شريك و شبيه و نظيرى براى پروردگار، نيست.
***