تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٠
سپس، در ذيل همين روايت، مىخوانيم: «هنگامى كه در آن سر كه به سوى زمين است مىدمد، موجود زندهاى بر زمين باقى نمىماند، و هنگامى كه در آن سر آسمانى مىدمد، اهل آسمانها همه مىميرند، و بعد خداوند فرمان مرگ به «اسرافيل» مىدهد و مىگويد: بمير، او هم مىميرد»!. «١»
به هر حال، اكثر مفسران «نفخ صور» را به همان معنى «دميدن در شيپور» تفسير كردهاند كه گفتيم، اينها كنايات لطيفى است درباره چگونگى پايان جهان و آغاز رستاخيز، ولى تعداد كمى از مفسرين «صور» را جمع «صورت» دانسته، و بنابراين، نفخ صور را به معنى دميدن در صورت، مانند دميدن روح در كالبد بشر دانستهاند، طبق اين تفسير، يك مرتبه در صورتهاى انسانى دميده مىشود و همگى مىميرند، و يك بار دميده مىشود، همگى جان مىگيرند. «٢»
اين تفسير، علاوه بر اين كه، با متون روايات سازگار نيست، با خود آيه نيز نمىسازد؛ زيرا ضمير مفرد مذكر در جمله «ثُمَّ نُفِخَ فِيْهِ أُخْرى» به آن بازگردانده شده، در حالى كه اگر معنى جمعى داشته باشد، بايد ضميرِ مفرد مؤنث به آن بازگردد و «نُفِخَ فِيْها» گفته شود.
از اين گذشته، دميدن در صورت، در مورد احياء مردگان مناسب است (همان گونه كه در معجزات «مسيح» آمده) اما اين تعبير، در مورد «قبض روح» به كار نمىرود.
***
نكتهها:
١- آيا «نفخ صور» دو بار انجام مىگيرد يا بيشتر؟
مشهور در ميان علماى اسلام دو مرتبه است، و ظاهر آيه مورد بحث نيز همين مىباشد، جمعبندى آيات ديگر قرآن نيز خبر از دو «نفخه» مىدهد، ولى بعضى تعداد آن را سه نفخه، و يا حتى چهار نفخه دانستهاند.