تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦
كشاندند.
او را مورد سؤال قرار داده و از او خواستند توضيح دهد كه: حادثه وحشتناك بتخانه به دست چه كسى انجام يافته؟ قرآن شرح اين ماجرا را در سوره «انبياء» بيان كرده و در آيات مورد بحث، تنها به يك فراز حساس آن قناعت مىكند و آن آخرين سخن ابراهيم عليه السلام با آنان در زمينه باطل بودن بتپرستى است، مىگويد:
«ابراهيم گفت: آيا چيزى را پرستش مىكنيد كه با دست خود مىتراشيد»؟! «قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ».
هيچ آدم عاقلى، مصنوع خود را پرستش مىكند؟ هيچ ذى شعورى در برابر مخلوق خود، زانو به زمين مىزند؟ كدام عقل و منطق به شما چنين اجازهاى داده است؟!
***
معبود، بايد خالق انسان باشد نه مخلوق او، اكنون درست بنگريد و معبود حقيقى را پيدا كنيد: «خداوند هم شما را آفريده، و هم بتهائى را كه مىسازيد» «وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ».
آسمان و زمين، همه مخلوق اويند و زمان و مكان، همه از او است، بايد سر بر آستان چنين خالقى نهاد و او را پرستش و نيايش كرد.
اين دليلى است بسيار قوى، و دندانشكن كه هيچ پاسخى در مقابل آن نداشتند.
«ما» در جمله «ما تَعْمَلُونَ» به اصطلاح «موصوله» است (نه مصدريه)، مىخواهد بگويد: خدا هم شما را آفريده، و هم مصنوعاتتان را، اگر بر بتها كلمه «مصنوع» انسان، يا «معمول» انسان، اطلاق شود به خاطر شكلى است كه انسان به آن مىدهد، و گر نه ماده آن را هم خدا آفريده است، اين درست به اين مىماند